السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

24

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

مىبينيم كه طبق تعاليم عاليهء اسلام ، مسألهء توحيد ، يگانه اصلى است كه در تمام شؤون جهان هستى حاكم است و به روشنى مشاهده مىگردد كه در اسلام هرقضيّهء علمى و عملى ، در حقيقت همان مسألهء « توحيد » است كه به اشكال و صورتهاى مختلف در آمده و در لباس قضاياى علمى و عملى ، جلوه‌گر شده است و به هنگام تحليل ، هر مسأله‌اى به توحيد برمىگردد و در موقع تركيب ، مسألهء توحيد است كه به لباس و صورت آن قضايا درآمده است و اين همان مطلبى است كه ما جلوتر خاطرنشان ساختيم و گفتيم كه اسلام فلسفهء الهى را به نهايت كمال ممكن رسانيده ، چون طبق تعاليم اسلام ، حكم خدا در هرقضيّه و در هرعلم و عمل جريان دارد و بالاتر از سياهى رنگى نيست ! و اين بزرگترين مزيّتى است كه خداوند اين دين پايدار را با آن آراسته نموده و به وسيلهء آن به اسلام استحكام و نيروى بيشترى بخشيده است ؛ چون بدون شك ، علم را جز عمل و كردار ، حفظ و پرورش نمىكند و هردانشى كه با عمل پيوند نداشته باشد ، ضامن بقا ندارد . « 1 »

--> ( 1 ) - در اين‌جا ناگزيرم به شيواترين و شگفت‌انگيزترين بيان على عليه السّلام در اين زمينه اشاره كنم ؛ على عليه السّلام در يكى از كلمات قصارش چنين مىفرمايد : ثمرة العلم العمل للحيوة ( ميزان الحكمه : 3 / 209 ) ؛ فايدهء دانش ، كار و عمل براى زيستن است ؛ يعنى نتيجهء علم و دانش ، كوشش در راه انسانها و تلاش براى بهزيستى افراد بشر است . آفرين بر بينش و نظر الهى تو اى علىّ بن ابى طالب كه بياناتت در زمينهء رسالت انسانى در اين عصر توحّش ! كه پيشروان قافله آن به نام تمدّن و علم ؛ هزاران انسان بىگناه را بدون هيچ دليل و منطقى مىكشند و كشورهاى آبادشان را با -